همسایه

ما که رفتیم

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام خرداد ۱۳۹۰ ساعت 20:6 توسط حسین  | 
حسین  فارغ التحصیل رشته مهندسی کامپیوتر
یه وقتایی میخام یچیزی رو اینجا بنویسم میترسم.
واسه همین هی تایپ میکنم هی بک اسپیس میزنم تا پاک شه .
وسوسه ی عجیبی است که انسان را وادار می کند آنچه را که در سر دارد روی صفحه ای به وسعت جهان بنویسد و دیگران را مهمان کند که : بفرمایید. این اسرار من است.
امیدوارم روزی شود که همسایه از همسایه بی خبر نباشد
در این وبلاگ من مسول نوشته های خود هستم نه نظرات خوانندگانم
  • خانه
  • پروفایل مدیر وبلاگ
  • پست الکترونیک
  • آرشیو وبلاگ
  • عناوین نوشته ها
نوشته‌های پیشین
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آذر ۱۳۹۱
  • مهر ۱۳۹۱
  • شهریور ۱۳۹۱
  • مرداد ۱۳۹۱
  • تیر ۱۳۹۱
  • خرداد ۱۳۹۱
  • اردیبهشت ۱۳۹۱
  • فروردین ۱۳۹۱
  • اسفند ۱۳۹۰
  • بهمن ۱۳۹۰
  • دی ۱۳۹۰
  • آذر ۱۳۹۰
  • آبان ۱۳۹۰
  • مهر ۱۳۹۰
  • شهریور ۱۳۹۰
  • مرداد ۱۳۹۰
  • تیر ۱۳۹۰
  • خرداد ۱۳۹۰
  • اردیبهشت ۱۳۹۰
  • فروردین ۱۳۹۰
  • اسفند ۱۳۸۹
  • بهمن ۱۳۸۹
  • آرشيو
آرشیو موضوعی
  • متفرقه
  • دل تنگي
  • دانشگاه
  • اجباری
پیوندها
  • هشت سال وصال
  • حسین بیدی
  • گلدان خالی ...(سید وحیدرضا)
  • شیدای شب
  • استاد کدخدایی
  • دنیای من
  • مسافر(ع.س.ح)
  • ... حرف هایی برای نگفتن(علیرضا جهانی)
  • پسر کوهستان
  • شوك
  • پیام عشق
  • عصر دانش
  • وب نوشته های یک خبرنگار
  • کودکان احساس
  • انجمن نجوم آسمان کویر
  • فتوبلاگ حامد رضازاده
  • هزار نکته
  • وطن من بیدگل
  • آوای بیدگل
  • جامانده(مهرداد)
  • بی تو هرگز ... (محمد حسین)
  • نون و قلم
BLOGFA.COM