فصل جدید زندگی...

به نام خداوند بخشنده مهربان

 النِّکَاحُ سُنَّتِی فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتِی فَلَیْسَ مِنِّی‏ "

به تاریخ نهم بهمن ماه یکهزار و سیصدو نود دو .

با آرزوی خوشبختی و کامیابی برای همه ی دوستانم و مخاطبین همسایه .


تشکر نوشت ویژه : از خانواده محترم جعفری برای این همه معرفت و مرام و ...

نقش نوشت : شوهر , دوماد , شوهرخواهر , شوهر خواهر شوهر , شوهر عمه ...

دلیل شاد بودنم

همه ناراضی...!!!

این همه دلیل برای شادی ....

یکیش همین روزهایی که داره می گذره ....

بگذر زمان ...

گاهی هیچ چیز به اندازه صبر و گذشت زمان دلچسب نیست

این روزها فقط دوست دارم بگذرد ... به تمام سرعت

انتظار را می کشم برای بعدش...



85 نوشت : مبارک

کشت و کار من

کنار حیاط خونمون یه باغچه است - منطقه کشت و کار - من ، تقریبا یه سالی هست که رفتم سراغش . خاک قدیمیش را با کمک بابام خالی کردیم و خاک و گود (پقر) به خاک اضافه کردیم . با مشاوره دوستان شروع به کاشت سبزیجات کردم . اولین محصول ریحان بود . ریحان فرد علاء . بی پیر چقدر هم نازک و خوش بو بود . گشنیز هم کاشتم . و پیازچه که بعدا متوجه شدم وقت پیاز نبوده :D

ریحانی (ریحونی) بود که به ملت می دادیم و می خوردن. ماه رمضان ما را پوشش داد ...

جدیدا یه خورده متفاوت تر دارم کشت می کنم ، رفتم سراغ باقلا و اسفناج و شوید و کاهو. این کاهو که انگار نه انگار من بذر پاشیدم و دارم آب می دم بهش . ولی باقلا و شوید و اسفناج یه حرکت هایی زدن و یه خودی نشون دادن . :D

صبح که می خوام برم سرکار یه نگاهی بهشون می ندازم .... از سرکار که بر می گردم هم یه سری بهشون می زنم ...یه احساس خوبی داره .. حس این مزرعه دارها ....

اصن کی گفته حیاط خونه را موزاییک و سنگ فرش کنند ... من الان می خوام مرغ و خروس بگیرم نمی شه ...

یه درخت پرتقال هم داریم . که فکر کنم اولین محصولش را با تولد ندیده یا نتیجه ام بتونم مصرف کنم . کلا 30 سانت (لطفا دهنتون را پر کنید و بخونید) سی سانت ارتفاع داره ...

تا اینجای کار به این مرحله از رشد رسیدم :


روزگار نوشت : قلبها دریچه نفوذند و آنکه صادقانه نفوذ می کند پایدارترین مهمان است ... 

جوابیه نوشت : من به یاد ندارم هیچ وقت به هیچ کس توهینی کرده باشم . لطفا با دلیل و مدرک حرف بزنید.باتشکر

مهربانی کردید ....

توی محل کارم - دانشگاه - چندتایی دانشجوی اتباع داریم . چند روز قبل به یه نکته جالب برخورد کردم , طرز تشکر کردنشونه ؛ آخه معمولا من از تشکر بدم میاد !! یعنی زیاد باهاش حال نمی کنم .. از این کلمات کلیشه ای می گن - مرسی , تشکر , دست دردنکنه , مقسی , tnx و ...

یکی از همین دسته از دانشجویان اومده بود در منطقه استحفاظی بنده تو سایت دانشکده و یه سوالی داشت . بعد از اینکه جوابش را دادم به رسم ادب و تشکر گفت : " مهربانی کردید ... "

خیلی برام جالب بود , یه جورایی تشکرش به دلم چسبید . ولی خداییش موندم در جواب این تشکر باحالش چی باید بگم ...

متاسفانه کلیشه ای جواب دادم " خواهش می کنم ... "


تبریک نوشت : آذری تولدت مبارک ...چقدر متولد آذر اوه اوه ....